امیر بخم گفت گردنبد اسمت هنوز تو گردنمه بعد فهمیدم گردنبد اسم سارا تو گردنش بوده گفت جز تو به دختر دیگه ای فکر نمیکنم کاشف به عمل اومد برای ساااارا جون انگشتر خریده
من چقدر احمق بودم وااااقعاااااااااا....باید به احمق بودن خودم تبریک بگممممم واااااقعاااااااا....میگفت من دوستت دارررررم فاتحه خودتو دوست داشتنت رو باهام ببرررررن
جیف احساساتم وااااقعا حیییف....حالم از هر چی عشقه امشب بهم خورد
ااااااا....چقدر احمق اخهههههههههههه...اینقدر از دست خودم حرصم گرفته که دلم میخواد خر خره خودمو بجوممممم یعنیییییییی چی اخههههههههههههههههههههه....بیشعووور اشغال
برچسب:
نویسنده: کوروش رضاپور